چطور در برابر فرزندانمان خشم خودمان را کنترل کنیم؟

همه ما والدین اغلب با رفتارهایی از فرزندانمان مواجه می شویم که باعث خشمگین شدن ما و حتی پرخاشگری ما می شود اما والدینی هم هستند که در این تله گیر نمی کنند آن ها اغلب می کوشند تا خشم خود را مهار کنند و جور دیگری با رفتارهای نامطلوب فرزندانشان کنار می آیند.

آنها از روش تتا استفاده می کنند تتا مخفف : توقف – تفکر – اقدام است .

هر پدر یا مادری در مواجهه با رفتارهای ناخوشایند فرزندانش می تواند دو راه را پیش بگیرد :

راه اول سریع خشمگین شدن و پرخاشگری که این اصلا راه خوبی نیست چرا که اولا اوقات خودمان و فرزندانمان را خراب می کنیم ثانیا موقع خشم ممکن است به فرزندمان آسیب برسانیم و سوما اینکه اینطوری فرزندمان هم به صورت ناخودآگاه (یادگیری غیر عمد یا پنهان ) این حرکات و طرز برخود ما با مسائل را یاد می گیرد و بعد ها در جنبه های مختلف زندگیش از آن ها استفاده می کند و چهارم اینکه اینطوری رفتارهای بد فرزندمان افزایش پیدا می کند .

راه دوم استفاده از روش تتا یا همان توقف ، تفکر ، اقدام است.

دوستان قبل از اینکه این روش را توضیح دهم ذکر چند نکته را لازم می دانم که اگر شما به آن ها توجه کنید خیلی راحتتر می توانید با کودکتان ،رفتار نامطلوبش و جلوگیری از خشمگین شدن خودتون کنار بیایید .

1- اینکه کودک شما و آن موقعیت ناخوشایند ،حتما موجب خشم شما نمی شوند بلکه دیدگاهی که شما در مورد آن موقعیت و آن شرایط اتخاذ می کنید و همچنین خودگویه های خودتان موجب خشمتان می شود .

2- به خودتان بگویید که: کودک من بی عیب و نقص نیست و من هم اینگونه نیستم اما من دارم تلاش می کنم تا خشم خودم را کنترل کنم و مهارت های فرزند پروریم را بهبود بخشم.

3- با خودتان بگویید که من الان دیگر روش تتا را بلد هستم و این را هم می دانم که اگر خودگویه های منطقی داشته باشم می توانم به راحتی خشمم را کنترل کنم .

پس دوستان عزیز اگر در شرایطی قرار گرفتید که کودکتان رفتاری انجام داد که می بینید دارید عصبانی می شوید از این چند گام پیروی کنید تا خشمتان فروکش کند :

1- توقف : این که بدانید و بتوانید تشخیص بدهید که چه زمانی دارید عصابی می شوید خیلی مهم است –موقعیت را ترک کنید خودتان را با انجام یک کار دیگه در حد یک دقیقه مشغول کنید.

2- تفکر : به خودتان بگویید : من در مورد این رفتار فرزندم به خودم چه می گویم که اینگونه باعث عصبانیتم می شود ؟پس به خودتان بگویید :من خودم با افکار و دیدگاهم دارم خودم را عصبانی می کنم و بگویید من برای برخورد با این رفتار فرزندم مجبور به عصبانی شدن نیستم ،من می توانم طور دیگری برخورد کنم ،بچه من مگر چند سالش است که من اینقدر از او توقع دارم ،او با توجه به سن و سال ، تجربه و آموخته های خودش است که اینطوری رفتار می کند بزرگتر که شود بهتر می شود .

اقدام : پس به سمت فرزندتان بروید و با توجه به روش هایی که در این دوره به شما آموزش داده ایم یک گزینه مناسب را برای برخورد با این رفتار ،موقعیت و شرایط انتخاب کنید تا بتوانید رفتارش را در جهت مطلوب سوق دهید .

پس توجه داشته باشید می توانید بدون آنکه خودتان را ناراحت کنید رفتار فرزندتان را تغییر دهید .

دوستان خودگویه ها یعنی حرف هایی که با خودمان می زنیم ،باورها و انتظارات ما از رفتار فرزندمان ، مستقیما رفتار و احساس ما را رقم می زند و ما می توانیم با تغییر این سه مورد یعنی تغییر خودگویه ها ،باورها و انتظاراتمان ، رفتارهای بهتری را از فرزندمان شاهد باشیم .

چند خودگویه غیر منطقی رایج که ما باید از آن ها پرهیز کنیم و خود گویه های منطقی و مثبت را جایگزین آن ها کنیم تا راحتتر بتوانیم خشممان را کنترل کنیم .

1- اگر خودم را عصبانی نشان ندهم فرزند فکر می کند من آدم شل و ولی هستم و جدی نیستم .

2- اگر فرزندم رفتار بدی را داشته باشد و من عکس العمل (عصبانی بودن )نشان ندهم دیگران فکر می کنند من آدم بی کفایتی هستم .

3- رفتار بد او بی احترامی و بی توجهی به من است .

4- او در آینده یک آدم بزهکار می شود .

5- رفتار او واقعا افتضاح است و من دیگر نمی توانم او را تحمل کنم .

6- اگر خشم خودم را بیرون نریزم منفجر می شوم .

تاثیر بد استرس و نگرانی بر رابطه والدین با بچه ها

دوستان، برخی از والدین که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست آنقدر به بچه هایشان می چسبند و به اصطلاح آنقدر مواظب آن ها هستند که علاوه بر اینکه آن ها را معذب می کنند، باعث خراب شدن رابطه شان هم می شوند و همه این ها بر می گردد به اینکه والدین نگران بچه هایشان هستند.

طرف، بچه اش 17-18 سالش شده است به شکلی با او رفتار می کند که انگار فرزندش 2-3 سالش است .
دوستان نگرانی بیش ازحد علاوه بر اینکه باعث استرس خودتان می شود حس خلاقیت را از فرزندتان می گیرد ،و آن ها را وابسته می کند و نمی گذارد که مستقل بار بیایند و روی پای خودشان بایستند ما اگر می خواهیم مواظب فرزندانمان باشیم باید دورادور حواسمان باشد و خیلی آن ها را اذیت نکنیم.

دوستان بگذارید کمی برگردیم به قبل تر، زمانی که شما تصمیم گرفتید بچه دار شوید آیا هیچ وقت از خودتان پرسیدید که این فرزند من چگونه از دو تا تک سلول تبدیل می شود به یک انسان کامل آیا هیچ وقت نگران بودی که کی قلبش درست می شود کی استخوان هایش درست می شود ،نکند یک دفعه خدا یادش برود کلیه اش را بسازد نکند جای معده اش با چشمش عوض شود ،نه عزیزان چون ما می دانستیم که خدای قادر مطلق کارش را خوب بلد است و هیچ وقت نگران این قضیه نبودیم فقط مواظب آرامش مادر بوده ایم ،مواظب تغذیه مادر بوده ایم.

پس همانطور که یک مادر پس از باردار شدن فقط باید مواظب خودش باشد که نکند ضربه ای بخورد ،استرس بهش وارد شود ،غذای بدی بخورد که خدای نکرده باعث آسیب به جنین شود، وقتی هم که بچه متولد می شود و بزرگ و بزرگتر می شود باز هم باید مواظب رفتار ها ،حرف ها و عملکرد های خودش در برابر فرزندش باشد با این تفاوت که پدر بچه هم باید آرامش را در منزل و خانواده برقرار کند.
دوستان خدای آن جنینی که در شکم مادر رشد می کند با آن همه عظمت و خدای آن بچه ای که متولد شده است و روز به روز بزرگتر می شود یکی است.

همانطور که آن خدا در شکم مادر مواظب بوده است روی زمین هم مواظبش است پس نگرانی و استرس بیش از حد ما شاید دلیلی نداشته باشد البته اگر به خدای خودمان ایمان داشته باشیم.

دوستان ،اینکه ما مواظب فرزندمان باشیم تا اینکه بخواهیم مثل چسب به او بچسبیم بخاطر نگرانی بیش از حد با هم فرق دارند وقتی شما بیش از حد نگران فرزندتان باشید باعث می شود که هم خودتان همیشه استرس داشته باشید و هم اینکه استرس را به فرزندتان هم منتقل کنید اینطوری روی نوع رفتارتان و حرف هایتان با فرزندتان تاثیر بد به وجود می آورد و رابطه تان شکل دیگری که متاسفانه خوب نیست به خودش می گیرد.

شما وقتی زیاد نگرانی دارید بصورت غیر مستقیم به فرزندتان می گویید که من به تو اعتماد ندارم ،تو نمی توانی مواظب خودت باشی ،تو هنوز به حد کافی بزرگ نشده ای اینطوری فرزند شما این پیام ناخودآگاه شما را متوجه می شود و روی نوع رفتارش با شما اثر بد می گذارد ولی وقتی زیاد به فرزندتان نچسبید دارید این پیام را به او می دهید که به تو اعتماد دارم ،تو می توانی گلیم خودت را از آب بکشی تو می توانی خوب و بد خودت را بفهمی.

اینطوری داری حس مهم بودن و توانا بودن را به فرزندت تزریق می کنی.

وقتی فرزند شما از شما حس مهم بودن را دریافت می کند چه می شود ؟

حس خوب بهش دست می دهد ،حالش خوب می شود و می خواهد یک جوری آن حس خوب را به شما بر گرداند ،به شما اعتماد پیدا می کند ،قلبا دوستتان خواهند داشت و رابطه تان در سیکل مثبت می افتد.

دوستان باز هم می گویم ما همه ، فرزندانمان را دوست داریم ولی خیلی وقت ها با کارمان آن ها را می رنجانیم ،معذبشان می کنیم ،از خودمان فراریشان می دهیم خودمان با دست خودمان رابطه مان را خراب می کنیم.

پس از امروز سعی کنید حتی اگر نگران فرزندانتان هم بودید تو دلتان باشید و دورادور مواظبشان باشید نه اینکه مدام به آن ها بچسبید و به آن ها اعتماد نکنید .

اهرم رنج و لذت

همه ما انسان ها در زندگی هر کاری را که انجام می دهیم دو هدف را دنبال می کنیم . اول اینکه ممکن است انجام آن کار یا نتیجه آن کار برای ما لذتبخش باشد یا دوم اینکه با انجام آن کار یا به دست آوردن نتیجهِ آن، از یک رنج رها می شویم.

مثلا یک دانش آموزی که دارد روزی 14-15 ساعت درس می خواند به این امید است که بتواند با قبول شدن در یک رشته خوب در آینده شغل و موقعیت خوبی بدست بیاورد تا هم آدم تاثیر گذار و مهمی بشود و هم از نظر مالی در رفاه باشد پس این دانش آموز چون می داند که نتیجه این روزی 14-15 ساعت درس خواندن لذتِ رفاه و امنیت مالی و لذت مهم بودن را برایش به همراه دارد براحتی کار سخت روزی 14-15 ساعت درس خواندن را انجام می دهد بعلاوه اگر اینجوری درس نخواند ممکن است در آینده به آن چیزی که میخواهد نرسد و ممکن است از لحاظ مالی هم دچار رنج و مضیقه مالی بشود.

دوستان در مورد اهمیت آموزش دیدن هم همین است. من و شما به عنوان پدر یا مادر باید به این نتیجه برسیم که اگر اصول صحیح رفتار و ارتباط با بچه هایمان را بدانیم و اصول صحیح اینکه چه کاری انجام دهیم که آن ها در زندگیشان هدفمند باشند ،خودشان را باور داشته باشند را بدانیم لذت داشتن فرزندان موفق را تجربه می کنیم ولی اگر کاری نکنیم ممکن است آن بچه ای که روزی بزرگترین عشق و آرزوی ما بوده حالا تبدیل شود به منبع استرس و رنج و عذاب ما.

پس اینطوری خیلی راحتتر می توانیم خودمان را وادار کنیم که در زندگیمان، اولین ،مهمترین و بزرگترین اولویتمان را بگذاریم برای فرزندانمان و آینده آن ها.

اصل و اساس ارتباط منفعت حاصل از آن است

دوستان هر ارتباطی قطعا برای پایداریش باید یک سود مشخص برای طرفین داشته باشد. بعضی ها در مقابل این حرف حالت تدافعی می گیرند و می گویند اگر اینطوری است پس منفعت ارتباط زن و شوهر چیست ؟دوستان منظور از منفعت فقط نفع مالی نیست، همینکه زن و شوهر در کنار هم حس خوب را تجربه کنند منفعت است ،همین که از نظر عاطفی ارضاء می شوند این منفعت است چه بسا زن و شوهرهایی که از بودن کنار هم حس خوبی ندارند و جدا می شوند.

دوستان شک نکنید که اگر می خواهید یک رابطه موفق و مؤثر با فرزندتان برقرار کنید اون رابطه باید یک نفع مشخصی برایشان داشته باشد نفعی که او به شما می دهد احساس خوب داشتن است حس خوب پدر یا مادر بودن است و …نفع شما برای او هم می تواند امنیت باشد ،می تواند این باشد که شما یک پشتوانه محکم برایش هستید یا اینکه یک فرد قابل اعتماد که می تواند حرف هایش را به شما بزند پس سعی کنید هر چه بیشتر به بچه هایتان نفع برسانید اینطوری رابطه تان قوی تر و مقاومتر است.

پس سود و منفعت هر ارتباطی باید مشخص باشد .دوستان ما هیچوقت نباید بخواهیم که دیگران یا حتی فرزندانمان از روی دلسوزی ،حمایت و احترام وارد ارتباط با ما بشوند و ارتباط با ما سود مشخصی برایشان نداشته باشد اینطوری کم کم در بلند مدت حس خوب آن از بین می رود.

اثرات مثبت عذرخواهی و نحوه صحیح عذرخواهی

حتما شما هم مانند تمامی انسان ها گاهی خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباهاتی شده اید که موجب رنجش همسر،فرزندان یا عزیزانتان یا هر کس دیگری شده اید. در چنین مواقعی برای اینکه کدورت را از میان بردارید و دوباره فضایی با مهر و محبت ایجاد کنید دانستن راه کار هایِ تاثیر گذارِ عذرخواهی به شما کمک می کند.

وقتی اشتباهی می کنیم ،دلی را می شکنیم ،حرفی می زنیم که کدورت ایجاد می کند اگر فکر می کنید تنها با گفتن «ببخشید»قائله ختم می شود و طرفتان موظفه که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز فراموش شود سخت در اشتباهید بلکه اگر می خواهید رابطه تان را دوباره سرو سامان بدهید باید اصول یک معذرت خواهی درست را بدانید.
نکته مهم اینکه رو در رو عذر خواهی کنید بهتر از اس ام اس یا ایمیل است اینطوری او هم می بیند و هم می شنود که شما پشیمانید و دوباره می تواند به شما اعتماد کند.
یک معذرت خواهی خوب و صحیح 6 جزءدارد:
1-بیان تاسف : واقعا به طرفتون بگویید که از این بابت متاسفید
نکته مهم اینکه بخاطراحساس او معذرت خواهی نکنید بلکه بخاطر رفتار نادرست خودتان معذرت خواهی کنید مثلا به جای اینکه بگویید «از اینکه با حرفام ناراحتت کردم عذر می خواهم »بگویید«متاسفم من حرف های بدی بهت زدم»
2-توصیح بدهید که اصلا چرا این اتفاق افتاد اینطوری طرفتان دلیل شما را می فهمد وحتی ممکن است درکتان کند.
3-قبول مسئولیت : این مهمترین قسمت است و طرف شما ممکن است ببیند شما اشتباه خودتان را پذیرفته اید و اعتراف می کنید خیلی برروی تجدید نظرش نسبت به شما تاثیر می گذارد .
4-بیان کنید که واقعا از این اتفاقی که افتاده است پشیمان هستید .
5-پیشنهاد کنید که حاضرید این خطایتان را جبران کنید .
6-از طرفتان بخواهید که شما را ببخشد .
دوستان بسیار پیش می آید که بین والدین با فرزندان یا والدین با همدیگر اختلافاتی پیش می آید و مطمئنا همیشه یکی مقصر است و افراد کمی هستند که واقعا عذرخواهی می کنند ولی اگر شما چنین موردی برایتان پیش آمد و متوجه شدید که مقصرید به جای اینکه کاری نکنید و این آسیبی که به طرفتان زده اید همیشه دردلش باشد میتوانید با یک معذرت خواهی ساده ،صحیح و اصولی همه چیز را تقریبا به حالت قبلش برگردانید و بدانید که آدم با معذرت خواهی کوچک نمی شود بلکه بر عکس این نشان از بزرگی و اعتماد به نفس شخص است .
اینطوری فرزندان ما هم یاد میگیرند که اگر لازم بود معذرت خواهی کنند.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مجموعه فرزند برتر می باشد.